درباره مزرعه حیوانات

« مزرعه حیوانات »  نوشته جرج اورول ، در ۱۷ آگوست سال ۱۹۴۵ به زبان انگلیسی نوشته شد  . این کتاب یک رمان کوتاه سمبولیک  است . جورج اوروِل در کتاب مزبور، حکومت استالین را به نقد کشیده است. این کتاب از مهم ترین کتاب هایی است که  در رد نظام مارکسیستی تا بحال نوشته شده است .

این کتاب یک داستان اجتماعی و سیاسی در باره ی یک مزرعه است  که خوکها و بقیه حیوانات در آن ، به کمک هم انقلاب می کنند و با بیرون کردن مزرعه دار ، یک حکومت جدید بر پا می کنند.

 

خلاصه مزرعه حیوانات

آقای جونز در انگلستان زندگی می کرد . او صاحب حیوانات زیادی بود که همگی در مزرعه مانر زندگی می کردند . در بین حیوانات ، خوک نر پیری به نام میجر بود که دیگر به پایان زندگیش نزدیک شده بود . در یکی از شب ها ، میجر برای گفتن آخرین حرف های زندگیش از همه حیوانات خواست که در طویله جمع شوند .

آن شب همه حیوانات در طویله ، گرد میجر جمع شدند . میجر سخنرانیش را شروع کرد و به حیوانات گفت که او به آخر عمرش نزدیک شده و تصمیم دارد که هر آن چه در طول زندگی چند ساله اش در مزرعه آقای جونز یاد گرفته را به بقیه منتقل کند . میجر پیر به حیوانات گفت : « ما ، همه حیوانات مزرعه در فقر و گرسنگی و به سختی زندگی می کنیم در حالی که همین مزرعه ای که ما در آن هستیم می تواند غذای بیشتری برای ما تولید کند تا دیگر گشنگی نکشیم . انسان ها ، هر چند هم که ما به آن ها خدمت می کنیم و از حاصل دسترنج ما استفاده می کند ، اما ما را در شرایط سخت نگه می دارند و در نهایت هم سلاخیمان می کنند .

انسان ها خودشان هیچ تولیدی ندارند اما با این وجود تولیدات ما را بی چون و چرا می برند و تصاحب می کنند .انسان ها عامل بد بختی ما هستند و تا زمانی که هستند ، ما حیوانات نمی توانیم زندگی راحتی داشته باشیم . باید انسان ها را از میان برداشت . تنها راه داشتن زندگی خوب برای حیوانات ، انقراض انسان هاست . باید انقلابی بر علیه انسان ها به راه بیندازید و به آزادی و آسایش برسید . »

میجر معتقد بود که این انقلاب دیر یا زور اتفاق می افتد .  میجر به حیوانات می گوید که هر زمانی که به پیروزی رسیدند باید بدانند که هیچ حیوانی حق ندارد رفتاری شبیه رفتار های انسان ها داشته باشد ؛ از جمله این که لباس نپوشند ، در خانه زندگی نکنند ، مشروب نخورند ، از پول استفاده نکنند و غیره .

سه شب بعد از این سخنرانی ، میجر پیر مرد . پس از مرگ میجر ، تعدادی از خوک ها که زرنگ تر و با هوش تر از حیوانات دیگر بودند ، سعی کردند اقداماتی در راستای حرف های میجر انجام بدهند اما استقبال زیادی از حرف ها و پیشنهاد های آن ها نشد .

در یکی از روز ها که آقای جونز برای کاری به بیرون از مزرعه رفته بود ، کارگر ها بدون دادن غذا به حیوانات از مزرعه خارج شدند . حیوانات تا شب گرسنگی را تحمل کردند تا آقای جونز به مزرعه برگردد ؛ اما آقای جونز وقتی به مزرعه رسید به سرعت وارد خانه شد و توجهی به حیوانات نکرد . حیوانات که دیگر تحمل گرسنگی را نداشتند ، به سمت ابنار آذوفه رفتند ؛ یکی از گاو ها در انبار را شکست و همه وارد شدند و شروع به خوردن کردند .

آقای جونز با سر و صدای حیوانات بیدار شد و به همراه کارگرانش ، شلاق به دست وارد انبار شدند . به محض ورود آقای جونز و کارگران ، حیوانات که متوجه شلاق ها در دست آن ها شده بودند ، به آن ها حمله کردند و آقای جونز و کارگر ها که جان خود را در خطر می دیدند ، پا به فرار گذاشتند . به این ترتیب ، حیوانات بدون هیچ برنامه ای از قبل ، انقلاب کردند و آقای جونز را از مزرعه بیرون کردند .

حیوانات تصمیم گرفتند که خانه آقای جونز را به عنوان موزه نگه دارند اما همگی می دانستند که طبق حرف های میجر ، هیچ حیوانی نباید به شکل انسان ها زندگی کند و در نتیجه هیچ کدام از آن ها ساکن خانه نشدند . آن هانام مزرعه را « قلعه حیوانات » گذاشتند و  قانونی ، به نام « اصول حیوانگری » وضع کردند .مواد قانون اصول حیوانگری چنین بود :

۱- هر چه دو پاست دشمن است.

۲-هر چه چهار پا است یا بال دارد دوست است.

۳- هیچ حیوانی لباس نمی پوشد.

۴- هیچ حیوانی بر تخت نمی خوابد.

۵- هیچ حیوانی الکل نمی نوشد.

۶- هیچ حیوانی حیوان کشی نمی کند.

۷- همه حیوانات با هم برابرند.

خوک ها که با هوش تر از گونه های دیگر بودند ، کار اداره و تصمیم گریری مزرعه را به عهده گرفتند . حیوانات شروع به کار کردند و همگی از آزادیشان خوشحال بودند .

ناپائون که از ابتدای انقلاب ، از موثر ترین خوک های مزرعه در تصمیم گیری بود ، بچه هایی که به دنیا می آمدند را از ابتدای تولد از مادرانشان جدا کرد و آن ها را شخصا و جدا گانه تعلیم داد .

خوک ها هر روز دسته دسته کبوتران را به مزرعه های دیگر می فرستادند تا از شرایط خوب مزرعه حیوانات برای آن ها بگویند و به این شکل ، حیوانات مزرعه های دیگر را هم با خود همراه کنند .  در مزرعه های دیگر ، صاحبان آن ها که از انقلاب حیوانات خود ترسیده بودند ، مدام از این حرف می زدند که حیوانات مزرعه حیوانا ، به زودی از گرسنگی می میرند  ،  و چون این اتفاق نیفتاد ، پس از مدتی شایعه کردند که حیوانات قلعه ، برای سیر شدن ، یکدیگر را می خورند .

آقای جونز یک بار با تعدادی کارگر به مزرعه حمله کرد سعی کرد که آن جا را پس بگیرد اما حیوانات با  تمام توان با او مبارزه کردند و باز هم او را از مزرعه بیرون کردند .

ناپلئون و سنوبال دو رهبر اصلی مزرعه بودند ؛ تصمیم های مهم را این دو خوک می گرفتند و بعد حیوانات رای می دادند . بین این دو خوک همیشه اختلاف نظر بود و آن دو معمولا با نظرات دیگری مختلف بودند .

یکی از روز ها بین سنوبال و ناپلئون اختلاف جدی پیش آمد ؛ سنوبال معتقد بود که باید انرژی حیوانات روی ساخت آسیاب بادی متمرکز شود ولی ناپلئون نظرش کار کردن بر روی سلاح های آتشین ، برای دفاع از مزرعه بود . در روزی که طبق معمول، این دو موضوع را برای رای گیری بین حیوانات مطرح کردند ، ناپلئون توله سگ هایی را که پرورش داده بود و حالا دیگر سگ های بزرگی شده بودند ، به جان سنوبال انداخت و به این شکل او را از مزرعه بیرون کرد .

بعد از این ماجرا ، ناپلئون ، کمیته مخصوصی را تحت ریاست خودش تشکیل داد ( در آن تصمیمات مهم و سری گرفته می شد ) و وسنوبال را خیانتکار معرفی کرد ند . ناپلئون کم کم  سیاست های خود را عوض کرد ؛ او با مزرعه های دیگر داد و ستد کرد ،  خوک ها به خانه آقای جونز نقل مکان کردند ، شراب می خوردند ، مزرعه پشتی را که برای حیوانات بازنشسته در نظر گرفته بودند ، زیر کشت جو بردند ، حیوان کشی می کردند ، لباس انسان ها را به تن می کردند و  …

حیوانات تا حدی متوجه رفتار های خوک ها بودند ، بیشتر آن ها اصول حیوانگری را هرچند ناقص ، اما حفظ بودند و هر دفعه که کار های خوک ها را با آن قوانین تطبیق می دادند متوجه می شدند که متن مواد را می توان به شکلی خواند که کار خای خوک ها توجیه شود . به دلیل کشتار هایی که خوک ها می کردند ، هیچ کس حرفی نمی زد و همه سکوت می کردند . یکی از خوک ها به نام سکویلر که حرّاف توانمندی بود ، در هر شرایطی کار های ناپلئون را توجیه می کرد و به حیوانات می فهماند که هر کاری که رفیق ناپلئون می کند به نفع خودشان است . علوفه و غذای حیوانات هر روز کمتر از قبل می شد و کار روزانشان بیشتر ،  اما  سکویلر با آماری که می داد و طرز حرف زدنش ، به حیوانات القا می کرد که غذا هر روز بیشتر از قبل شده و حیوانات کم کم این دروغ ها را ، با وجود این که با تمام وجود حسشان می کردند ، اما باور می کردند .

به این ترتیب با پیش و پس کردن کلمات هفت فرمان ، همه آن ها را به نفع خود  تفسیر می کردند .

در مزرعه هر اتفاقی که می افتاد سکویلر و سایر خوکها اسم سنوبال را بر آن می گذاشتند و تملم اتفاقات مزرعه را به گردن سنوبال می انداختند .

سال ها از انقلاب گذشت ؛ تعدادی از حیوانات مردند و حیوانات جدیدی وارد مزرعه شدند و دیگر جز تعداد محدودی ، کسی انقلاب حیوانات را با چشم خود ندیده و به یاد نداشت و فقط خاطراتی از آن باقی مانده بود .

در این جریانات ، گوسفندان مزرعه ، بدون هیچ فکری ، کار های ابلهانه ای انجام می دادند ؛ در بیشتر بحث و اعتراضاتی که صورت می گرفت ، ناگهان همگی با هم شعار « چهار پا خوب ، دو پا بد » که از شعار های مزرعه بود ، را سر میدادند و فرصت صحبت کردن را از بین می بردند .   در این ایام ، سکویلر به مدت ۱ هفته ، گوسفندان را به جایی دور از دیگر حیوانات برد و گفت که می خواهد سرود جدیدی به آن ها یاد بدهد .

پس ار این ماجرا ، یک شب حیوانات با تعجب دیدند که ناپلئون ، سکویلر و سایر همراهانشان در حال راه رفتن بر روی دو پای خود هستند . راه رفتن  بر روی چهار  پا از مهم ترین قوانین مزرعه بود و حالا خوک ها این اساسی ترین قاعده را نقض کرده بودند . درست در لحظه ای که  حیوانات قصد اعتراض داشتند ، گوسفندان سرودی را که در هفته گذشته از سکویلر آموخته بودند خواندند : « چهار پا خوب ، دو پا بهتر ! »

شبی حیوانات متوجه صدای زیادی شدند که از خانه آقای جونز می آمد . همگی پشت پنجره خانه ایستادند و دیدند که خوک ها و انسان ها دور میزی نشسته اند و شراب می خورند و ورق بازی می کنند . آن ها صدای انسان ها را شنیدند که می گفتند : « بین خوک و بشر هرگز اصطکاک منافع وجود نداشته و دلیلی نیست که پس از این هم وجود داشته باشد و کشمکش و اشکالات آنان همه یکی است و آن چیزی نیست جز: کار کشیدن و حکومت کردن و فرمان دادن به حیوانات.»

درآخر اسم قلعه ی حیوانات منسوخ شد و نام آنرا قلعه ی مانر گذاشتند که ظاهرا اسم صحیح و اصلی محل است.

 

زاویه دید مزرعه حیوانات

در این اثر ، زاویه دید همواره دانای کل ( سوم شخص ) است .  وقایع پشت هم و بدون پیچیدگی های زمانی رخ می دهند .

 

تطبیق واقعیت با مزرعه حیوانات

داستان مزرعه حیوانات ، برداشتی دقیق از اوضاع روسیه در ابتدای قرن بیستم است .  روسیه با شرکتش در جنگ جهانی اول ، تلفات زیادی داشت و منابع بسیاری را از دست داده بود.در این بازه ، ۲ قطب فکری در روسیه وجود داشتند : یکی مارکسیست و دیگری دموکراتیک مشروطه .

با به وقوع پیوستن اعتراضات دانشجویی و نا آرامی ها در جامعه ، فرصتی برای مارکسیست ها پیش آمد و توانستند بر مسند قدرت بنشینند . لنین و پیروانش با الهام از نوشته های فیلسوف آلمانی کارل مارکس، طرفدار تشکیل نظام سوسیالیستی – کمونیستی بودند که ترویج دهنده برابری و حذف طبقات اجتماعی بود. لنین بعد از سر کار آمدن شعار « نان ، زمین ، صلح »را مطرح ساخت که مورد توجه اکثریت مردم روسیه قرار گرفت.

درسال  ۱۹۱۸ مورد سوء قصدی قرار گرفت و بعد از او ، تروتسکی و استالین که هر دو از یاران نزدیک او بودند و در عین حال اختلافات فکری بسیاری هم داشتند ، رهبری حزب را برعهده گرفتند .

استالین بعد از رسیدن به قدرت سریعا تغییر رویه داد و به کمک چکا « پلیس مخفی روسیه» که خود موسس آن بود  تک تک مخالفش را از سر راه برداشت   و در نهایت هم با هیتلر هم پیمان شد .

حالا می توان به سادگی شخصیت ها و وقایع روسیه در این بازه زمانی را ، با مزرعه حیوانات منطبق کرد :

مزرعه مانور : کشور روسیه  در آستانه قرن بیستم

آقای جونز : تزار  ( پادشاه روسیه که قدرت مطلق کشور بود . )

رابطه انسان ها و مزرعه حیوانات : بیانگر اختلاف طبقاتی حاکم بر جامعه است .

میجر  : لنین و مارکس و سایر سایر نظریه پردازان جنبش کمونیستی .

باکسر (اسب پیر و صبور ) : طبقه کارگر

موزر کلاغ : نمادی است از طبقه روحانی  که با آقای جونز (تزار) همدست بوده است .

گوسفندان : نمادی هستند از انسان های احمقی که بدون فکر ٬ سخنان رهبر خود را قبول می کنند و معمولا توده جامعه را تشکیل می دهند .

خوک ها : سوسیال دموکرات که پیروان کارل مارکس بودند .

اسنوبال : تروتسکی

ناپلئون  :استالین

چهارپاها خوب ، دوپاها بد : شعاری مشابه « نان ، زمین ، صلح »

فرستادن کبوترها به مزارع اطراف : عملی مشابه رفتار لنین برای گسترش انقلابشان در سایر کشور ها .

نُه سگ وحشی  : چکا « پلیس مخفی روسیه» که استالین  آن را تاسیس کرد .

کشتن سه خوک :   کشتن  افراد بلند مرتبه ای از حزب همچون « سرگی کیروف ، زینوویف  و  کامنف » توسط استالین

 تجارت با انسان ها  : پیوند با هیتلر

پرچم سبز با نقش سم و شاخ (پرچم قلعه حیوانات) : پرچم سرخ با نقش داس و چکش (پرچم شوروی )

 

ترجمه های مزرعه حیوانات

از این اثر چندین ترجمه ، به فارسی موجود است . نام این کتاب در بعضی ترجمه ها « قلعه حیوانات » و در برخی دیگر « مزرعه حیوانات » آمده است . از جمله این ترجمه ها هستند:

مزرعه‌ی حیوانات – ترجمه‌: صالح حسینی، معصومه نبی زاده- تهران: انتشارات دوستان، ۱۳۸۲

قلعه حیوانات  – ترجمه امیر امیر شاهی – انتشارات جامی

 

فیلم های مزرعه حیوانات

چند انیمیشن و فیلم هم درباره ی این کتاب ساخته شده است ؛ از جمله در سال  ۱۹۵۴ انیمیشن ،  و در سال ۱۹۹۹ با استفاده از حیوانات واقعی ، فیلم هایی ساخته شدند که همگی با نسخه اصلی کتاب ، اختلافاتی داشتند .

 

جملات برجسته مزرعه حیوانات

  • آدم خوب،آدم مرده است!
  • انسان تنها موجودی است که مصرف می کند ولی تولید ندارد. نه شیر می دهد، نه تخم می کند و آنقدر ضعیف است که نمی تواند گاو آهن بکشد. سرعت دویدن او نیز به حدی نیست که بتواند خرگوش بگیرد. اما با همه ی اینها سلطان همه ی حیوانات است. از حیوانات کار می کشد، و در ازای آن غذای بخور و نمیری به آنها می دهد که فقط تلف نشوند و بقیه را خودش تصاحب می کند.
  • همۀ حیوانات باهم مساوی اند، اما برخی مساوی ترند .
  • آن سال حیوانات حتی از سال گذشته هم بیشتر کار کردند. نجدید بنای آسیاب بادی مخصوصا با دو برابر شدن ضخامت دیوارها  و تمام کردن آن در راس ساعت موعد به علاوه کارهای عادی مزرعه  ، عمل طاقت فرسایی بود.  بعض روزها به نظر حیوانات می رسید که با مقایسه  با زمان جونز هم ساعات بیشتری کار کرده اند و هم بهتر تغذیه نشده اند.  صبح های یکشنبه سکوئیلر از روی قطعه کاغذ درازی که با یکی از پاهای جلویش نگاه می داشت  برای آنان می خواند  که تولید مواد مختلف غذایی  دویست درصد ، سیصد درصد  و حتی پانصد درصد افزایش یافته است. حیوانات دلیلی نمی دیدند که گفته های او را باور نکنند.  مخصوصا که آنها دیگر به طور روشن شرایط زندگی قبل از انقلاب را به خاطر نداشتند. ولی  بعضی روزها دلشان می خواست ارقام کمتری  به خورد آنها می دادند و غذای بیشتر.

 

پیشنهاد مدوفیل تهیه کتاب و خواندن این کتاب زیباست ولی برای شما عزیزان فایل صوتی (کتاب گویا) این کتاب را با لینک مستقیم هم در سایت قرار دادیم.

دانلود با لینک مستقیم:

دانلود بخش اول (حجم: ۶MB)                    دانلود بخش دوم (حجم: ۷٫۱MB)

دانلود بخش سوم (حجم: ۱۱٫۳MB)            دانلود بخش چهارم (حجم: ۷٫۴MB)

(Format: Mp3          Archive Type: RAR)

بارگذاری بیشتر مطالب مرتبط
بارگذاری توسط مهدی قادرزاده
بارگذاری در دانشجو

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بررسی

با OSM مربی گری فوتبال را تجربه کنید. | معرفی و بررسی بازی مربی برتر (Online Soccer Manager)

بازی OSM (Online Soccer Manager) طی سال‌های اخیر و با جذب بیش از ۵۰ میلیون کاربر در فروشگا…